|
|
![]()
04-20-2010, 11:14 PM
|
#381
|
|
نـاظـم سـایـت
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: Iran
نوشته ها: 8,120
تا سطح بالاتر: 0%, 0 امتیاز مورد نیاز |
قدرت امتیاز: 10
|
دیگر از دست خودم هم خسته ام
از سكوت, این مرگ مبهم خسته ام
مرده هاگفتند مرگ آسایش است
من ولی حالا كه مردم خسته ام
آه .. بردارید از رویم نقاب
من دگر از اسم آدم خسته ام
از تمام حرف ها كه می زنید
از همین لفظ نخور غم خسته ام
این كه باید پیش چشمان شما
تا ابد محتاج باشم خسته ام
این شما این ذره های آخرم
من كه دیگر از خودم هم خسته ام
مرهم درد دل من مرگ من است
زندگی در حسرت و زجر٬ باعث ننگ من است...
وقت آن شد مرگ آيد از پس اين عمر دراز
مرگ را در آغوش...
مرگ را در بر خود مي بينم!!!
بايد يک روز گذشت از کوچه ارواح خبيث
تا که آزاد شوم زين مردمان حرف و حديث...
وقت آن شد آشکارا شود اين راز و نياز
مرگ را در آغوش...
مرگ را در بر خود می بينم!!
دعوت مرگ من امروز گواه درد است
سنگ گورم بنهيد٬ هوا بس سرد است!!!
و به پايان سفر نزديکم......
و من از جمع شما خواهم رفت....
میروم تا هم آغوشی مرگ...!
تا هجوم هجرت٬
تا که اندوه شما راحتم بگذارد!!!
و چه احساس لطيفی است عروج!!!
مرگ را در آغوش...
مرگ را در بر خود می بينم.....
ویرایش توسط MaRJaN : 04-20-2010 در ساعت 11:19 PM
|
|
|
04-20-2010, 11:33 PM
|
#382
|
|
نـاظـم سـایـت
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: Iran
نوشته ها: 8,120
تا سطح بالاتر: 0%, 0 امتیاز مورد نیاز |
قدرت امتیاز: 10
|
اشکی دگر ندارم خندیدنم به زور است
نفرین به هر چه قسمت چشمِ دلم چه کور است
بر دل گفته بودم دل به کسی نبندد
گوشی که بشنود کو؟ این دل چه بی شعور است
مُردم گریه کردم تا حد جان سپردن.... گویی دوا ندارد
از عشق نا امیدم تا کی دلم بسوزد؟
گویی غم تو با من همزاد و جفتُ جور است
در آسمان قلبم دیگر ستاره ای نیست
تنها دعای این دل یک مرگ سوت و کور است
|
|
|
04-20-2010, 11:49 PM
|
#383
|
|
نـاظـم سـایـت
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: Iran
نوشته ها: 8,120
تا سطح بالاتر: 0%, 0 امتیاز مورد نیاز |
قدرت امتیاز: 10
|
ای زندگی من خسته ام تا کی سکوت تا کی اسیر
ای مرگ تلخ این دست من دستم بگیردستم بگیر
در سینه ام ای آرزو محض خدا دیگر بمیر
ای لحظه ها من از شما سر خورده ام ترکم کنید
ای روز و شب من آدمی دل مرده ام ترکم کنید ترکم کنید
من تا گلو در حسرتم افسرده ام ترکم کنید
از وحشت فردای خود آزرده ام ترکم کنید
ای اشک گرم آروم بریز بر گونه بیمار من
لذت ببر ای غم تو هم از این همه آزار من
در لحظه بیداد غم کی میشود غمخوار من
ای لحظه پایان این امشب و فردا نکن
درد بزرگ بودنم را ای زمان حاشا نکن
|
|
|
07-31-2010, 07:00 PM
|
#384
|
|
کـاربـر سـایـت
تاریخ عضویت: Jul 2010
محل سکونت: مشهد
سن: 18
نوشته ها: 6
تا سطح بالاتر: 66%, 17 امتیاز مورد نیاز |
قدرت امتیاز: 0
|
روزام تقویم خط خورده/ شبهام در سوگت پژمرده
دنیا جفت دستات پوچه/ بنبست آغاز هر کوچه
رفتن پر سوزو افسوسه/ ماندن،اینجا یه کابوسه
دنیا جفت دستات پوچه/ بنبست آغاز هر کوچه
|
|
|
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
|
|
کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
|
|
|
(دیدن همه)
کاربرانی که از این تاپیک بازدید کرده اند : 17
|
|
A W A, ali007, fatemehetminan, helena, kartak, M3hRd@D, MaHNaZ, MaRJaN, nirvana, Nouri, P @ r ! s A, Prince Of Darkness, SAMA, SamiN, tanhatarin, ToNy MoNTaNa, سريسا
|
| ابزارهای موضوع |
جستجو در موضوع |
|
|
|
| نحوه نمایش |
حالت خطی
|
مجوز های ارسال و ویرایش
|
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
کد HTML غیر فعال است
|
|
|
اکنون ساعت 02:22 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
|